قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2194
تاريخ الفي ( فارسى )
معالجهء خود بازداشته در مقام انابه و توبه درآمد « 1 » و اموال خود را بر فقرا تصدّق نمود و از هر كه حقّى بر ذمّهء خود داشت در ابراى ذمّهء خود سعى بليغ نموده ردّ مظالم فرمود و غلامان خود را به تمامهم آزاد كرد . و چون در اصل قرآن حفظ داشت در اين حال ، تمامى اوقات خود را به تلاوت قرآن صرف مىنمود ؛ چنانچه در هر سه روز ختم قرآن را به اتمام مىرسانيد و در روز جمعه اوّل ماه رمضان اين سال متوجّه سفر آخرت گرديد . و اين رباعى از نتايج خاطر شيخ ابو على است كه : ماييم به لطف حقّ تو لا كرده * وز نيك و بد جهان تبرّا كرده آنجا كه عنايت تو باشد ، باشد * ناكرده چو كرده ، كرده چون ناكرده « 2 » و چون اين رباعى به سمع شيخ ابو سعيد ابو الخير رسيد ، در جواب فرمود : اى نيك نكرده و بديها كرده * آنكه به خلاص خود تمنّا كرده بر عفو مكن تكيه ، كه هرگز نَبَود * ناكرده چو كرده ، كرده چون ناكرده « 3 » و مصنّفات شيخ ابو على از كتب و رساله قريب به صد رسيده ؛ از آن جمله آنچه الحال در ميان مردم متداول است اين است : قانون دو جلد ، شفا هيجده جلد ، حاصل و محصول « 4 » بيست جلد ، انصاف بيست مجلّد ، نجاة ، اشارات « 5 » ، هدايه ، البرّ و الاثم ، « 6 » ارصاد كليه « 7 » ، مبدأ و معاد « 8 » ، حكمت علائى « 9 » ، قولنج ، حكمت
--> ( 1 ) . جمعى از روحانيان سنّى بو على را به كفر و الحاد متّهم مىساختند ؛ چنان كه ابن أثير مىنويسد : « . . . و در تصانيف خود در الحاد و ردّ بر شرايع . . . اقدام كرده است . » به همين خاطر است كه بو على در مقدمهء معراجنامه مىگويد : « . . . به هر وقتى دوستى از دوستان ما اندر معنى معراج سؤالها مىكرد و شرح آن بر طبق معقول همى خواست و من به حكم خطر محترز مىبودم . . . » ( 2 ) . شادروان سعيد نفيسى ، تمامى اشعار ، بويژه رباعياتى كه منسوب به بو على سيناست ، گرد آورده است ؛ - پور سينا ، ص 42 - 54 . ( 3 ) . در خصوص روابط معنوى ، ملاقات ، و مكاتبات اين دو ؛ - محمد بن منوّر ، اسرار التوحيد ، ص 159 ، شيخ بهايى ، كشكول ، ص 623 - 625 ؛ جلال الدّين دوانى ، اخلاق جلالى . ( 4 ) . بو على اين كتاب را براى فقيه ابو بكر برقى همسايهء خود در بخارا نوشته است . ( 5 ) . مراد ، الاشارات و التّنبيهات فى المنطق و الحكمه است . گويا اين كتاب آخرين تأليف بو على است و شروح زيادى بر آن نوشته شده است ؛ - سعيد نفيسى ، پور سينا ، ص 11 . ( 6 ) . م ، ش : براتم ؛ ق : براثم . گاها به خطابه به صورت « البرء الاتم فى الاخلاق » نيز مىنويسند . ( 7 ) . بو على اين رساله را در گرگان براى ابو محمّد شيرازى نوشته است . ( 8 ) . كتاب المبدأ و المعاد كه به ابو محمّد شيرازى اهدا شده ، داراى فصلى است دربارهء « امكان توليد يك حالت روانى غير عادى » كه جامى براى ساختن شعر « سلسلة الذّهب » از آن اقتباس كرده است ؛ - تاريخ پزشكى ايران ، ص 223 . ( 9 ) . مهمترين كتابى است كه بو على سينا آن را به زبان فارسى ، بنا به خواهش علاء الدّوله كاكويه در منطق و طبيعيات